بعد بیدار شدم وگوشت و مرغ رو پاک کردم و شستم و گذاشتم تو فریزر و برای ناهار مرغ پختم و از دخترم خواستم پلو بپزه و سیب زمینی سرخ کنه.
اون عوضی اومد و ناهار خوردیم ( بعضی روزها هم خیلی خوب میشه)
بعد از ناهار هم دخترم ولم نکردو بوس و بغل و درد دل میخواست
تا ساعت 4 امروز هم دراز کشیدیم با دخترم و از 4 تا الان دارم این وبلاگ رو راست و ریست میکنم هنوز نتونستم عکسی براش بذارم!!!
الان هم ساعت 6/14 هست.
میخوام زبان بخونم و درس!
برچسب: امروز چه غلطی کرده,
نویسنده: آرتین صالحی